8 دیدگاه

نگاه مترقی قرآنی به زنان اسیر

احمد آل حسین.

صحبت استاد طباطبایی در مورد برخورد با زنان اسیر در زمان محمد بسیار واضح و مبتنی بر متن و تاریخ است. بخش اندکی از  صحبت ایشان را در مورد زنان اسیر که قبل از اسارت شوهر داشته اند را می توانید اینجا بیابید.

ما ملکت ایمان نه زنان برده هستند نه زنان مستخدمه شوهردار. زنان مستخدم شوهر دار چه گونه می توانستند برای مردان مومن حلال شوند!!
(آیه ۲۴ سوره زنان می گوید: وَالمُحصَنٰتُ مِنَ النِّساءِ إِلّا ما مَلَكَت أَيمٰنُكُم = زنان شوهر دار بر شما حرام هستند مگر ملکت ایمان….)

یعنی ملکت ایمان از مقوله زنان شوهر دار در این آیه است که استثنا شده است. پس چگونه زنان شوهر دار می توانستند به عقد مردان مسلمان درآیند!؟

sex-object-war-prisoners

هم از تواریخ و هم از متن قران برمی آید که این زنان از جمله اسرای معاوضه نشده و ترک شده توسط شوهرانشان بودند (ارزش زن در طرف مقابل مسلمین ارزشی کالایی بود که حالا که اسیر مسلمانان شده ارزش فدیه دادن و پس گرفتن اش را نداشت!) از طرف دیگر جامعه اسلامی اولیه توان مالی سرپرستی ایشان را نداشته و از اسیر خانه و بازداشتگاه و اینجور چیزها هم خبری نبوده. از این رو احتمالا در قبال کاری که در خانه ها یا در سطح جامعه می کردند خوراک و پوشاک و پناه ایشان در حد نیازهای اولیه تامین می شده است.  در اینجا  قران بنا به شرایطی امکان ازدواج با آنان و زمینه وارد کردن ایشان به جامعه اسلامی را فراهم می کند.

شرایط ازدواج با ایشان برای کسانی که قدرت مالی ازدواج با زنان آزاد را نداشتند در آیه بعدی (۲۵) می آورد.

۱ – اینکه به اسلام ایمان آورده باشند و اظهار ایمانشان نباید با شک و تردید نگاه شود که بله مثلا چون خواسته اند از این وضعیت در آیند اظهار ایمان می کنند. آیه می گوید به خدا واگذارید که بهتر می داند چه کسی چقدر ایمان دارد. – مِن فَتَيٰتِكُمُ المُؤمِنٰتِ ۚ وَاللَّهُ أَعلَمُ بِإيمٰنِكُم ۚ بَعضُكُم مِن بَعضٍ

۲. شرط دوم اجازه خواستن از اهل و اهالی زن است که نشان می دهد که حتی وقتی این زنان از طرف شوهرانشان فراموش شده اند یا آزاد نشده اند همچنان تماس با قبیله و اقوام زن اسیر برای اجازه ازدواج لازم بوده است. (مقایسه کنید با جنگ های همین قرن بیستم و بیست و یکم و رفتاری که با زنان در جنگ ها می شود و حقانیت اسلام ۱۴۰۰ سال پیش را در این نحوه برخورد انسانی اش بیابید!) – فَانكِحوهُنَّ بِإِذنِ أَهلِهِنَّ

۳ – شرط سوم می خواهد که اجور ایشان (از مهر و نفقه و سایر مواردی که عرف و شرع به لحاظ مالی به عهده مرد گذاشته اند) به شکل مناسب و معروف و متناسب با عزت نفس انسانی شان پرداخته شود (هرچند به علت فقر مردی که توان مالی ازدواج با زن آزاد را ندارد این مقدار کمتر است اما نه فقر مرد و نه اسیری زن نباید باعث کم حرمتی زن شود) – وَءاتوهُنَّ أُجورَهُنَّ بِالمَعروفِ

۴- می گوید باید با آنها رفتار و احترام یک زن آزاده و بی گناه را داشته باشی و به آنها به دیده زنانی با شان انسانی کمتر به علت گذشته شان و  خصوصا مشارکتشان در جنگ به جهت تحریک مردان به جنگ نگاه نکنی. –  مُحصَنٰتٍ غَيرَ مُسٰفِحٰتٍ

۵- می گوید با آنها رابطه موقتی عاشقانه برقرار نکن  بلکه با انها رابطه باید به مانند ازدواج با زنان آزاد بر نیت پایداری باشد مگر اینکه اختلاف و مشکل پدید ايد. (ازدواج موقت ممنوع). –  وَلا مُتَّخِذٰتِ أَخدانٍ

۶- آیه در ادامه حتی تصور این که این زنان به گذشته خود به لحاظ ایمانی بازگردند و دست به خیانت زنند را کرده اما بسیار جالب است در حالیکه که تا اینجا می خواست با انها به طور مساوی با زنان آزاد برخورد شود در هنگام خیانت می خواهد که جرم ایشان نصف حساب شود! یعنی شرایطی که در شکل گیری های اولی شخصیت ایشان خارج از کنترل این زنان باعث شده تا تمایل به خیانت پیدا کنند را هم لحاظ کرده است.-  فَإِذا أُحصِنَّ فَإِن أَتَينَ بِفٰحِشَةٍ فَعَلَيهِنَّ نِصفُ ما عَلَى المُحصَنٰتِ مِنَ العَذابِ ۚ

براستی اگر این کلام خدا نیست کلام چه بشری است که می تواند این چنین لطیف ترین رابطه انسانی را در ارتباط با حقوق انسانی زنان اسیر دشمن در شرایط تاریخی که هنوز هیچ رشد فرهنگی در احترام به حقوق معمولی یک انسان آزاد وجود نداشت، برقرار کند. براستی که عجب گنجی است این کلام خدا.  .

وَالمُحصَنٰتُ مِنَ النِّساءِ إِلّا ما مَلَكَت أَيمٰنُكُم ۖ كِتٰبَ اللَّهِ عَلَيكُم ۚ وَأُحِلَّ لَكُم ما وَراءَ ذٰلِكُم أَن تَبتَغوا بِأَموٰلِكُم مُحصِنينَ غَيرَ مُسٰفِحينَ ۚ فَمَا استَمتَعتُم بِهِ مِنهُنَّ فَـٔاتوهُنَّ أُجورَهُنَّ فَريضَةً ۚ وَلا جُناحَ عَلَيكُم فيما تَرٰضَيتُم بِهِ مِن بَعدِ الفَريضَةِ ۚ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَليمًا حَكيمًا ﴿٢٤﴾ وَمَن لَم يَستَطِع مِنكُم طَولًا أَن يَنكِحَ المُحصَنٰتِ المُؤمِنٰتِ فَمِن ما مَلَكَت أَيمٰنُكُم مِن فَتَيٰتِكُمُ المُؤمِنٰتِ ۚ وَاللَّهُ أَعلَمُ بِإيمٰنِكُم ۚ بَعضُكُم مِن بَعضٍ ۚ فَانكِحوهُنَّ بِإِذنِ أَهلِهِنَّ وَءاتوهُنَّ أُجورَهُنَّ بِالمَعروفِ مُحصَنٰتٍ غَيرَ مُسٰفِحٰتٍ وَلا مُتَّخِذٰتِ أَخدانٍ ۚ فَإِذا أُحصِنَّ فَإِن أَتَينَ بِفٰحِشَةٍ فَعَلَيهِنَّ نِصفُ ما عَلَى المُحصَنٰتِ مِنَ العَذابِ ۚ ذٰلِكَ لِمَن خَشِىَ العَنَتَ مِنكُم ۚ وَأَن تَصبِروا خَيرٌ لَكُم ۗ وَاللَّهُ غَفورٌ رَحيمٌ ﴿٢٥﴾

Advertisements

8 دیدگاه برای “نگاه مترقی قرآنی به زنان اسیر

  1. در قران فقط در یک جا اجازه اسیرگرفتن در جنگ داده شده و آن سوره محمد آیه 4 است وبلافاصله بعدازآن دستور آزادی آنها می دهد { فَشُدُّواْ ٱلْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَإِمَّا فِدَآءً حَتَّىٰ تَضَعَ ٱلْحَرْبُ أَوْزَارَهَا
    پس آن را ببندید سپس یا (آنهارا از طریق) منت نهادن یا فدیه گرفتن (آزاد کنید) تا جنگ سختیهایش بر زمین گذارد.
    نکاتی که در ما مَلَكَت أَيمٰنُكُم باید در نظر گرفت
    1 – «ما «دلالت به غیر عاقل یا صفت عاقل دلالت میکند چون اسیر انسان است وعاقل پس مالک او نمی توان شد بلکه مالک کار او یا وقت او
    2- » مَلَكَت» فعل ماضی است
    3 – آنچه در گذشته مالک شدید.

    اما در باره «: وَالمُحصَنٰتُ مِنَ النِّساءِ إِلّا ما مَلَكَت أَيمٰنُكُم»
    : إِلّا أدوات(ابزار) استثنا ء بر دو قسم است متصل و منقطع
    1 – متصل مُستثنى و مُستثنى منه از یک جنسن اند مثل «جاءَ المسافرون إلا سعيداً مسافران آمدند مگر سعید در اینجا سعید و مسافران از یک جنس هستند.
    2-استثناء منقطع مُستثنى و مُستثنى منه از یک جنسن نیستند.
    مانند : «احترقت الدارُ إلاّ الكتُبَ» خانه آتش گرفت مگر کتابها در اینجا الدارُ والكتُبَ از یک جنس نیستند.
    «وَالمُحصَنٰتُ مِنَ النِّساءِ إِلّا ما مَلَكَت أَيمٰنُكُم» در اینجا اگر إِلّا استثنا ء منقطع بگیریم دیگر
    ما مَلَكَت أَيمٰنُكُ از جنس المُحصَنٰتُ نیست

  2. دوست عزیز و گرامی جناب عباس. از ذکر نکات ارزشمند تان ممنونم. در آیه مذکور ازادی اسرا مشروط به منت یا فدیه شده است. پس ازادی غیر مشروط نیست. تامین شرط برای طرف مقابل یا زمان می برده است و یا قید تامین شرط یا فدیه را برای ازادی اسرای خود می زدند و اسیر روی دست می ماند. خصوصا زنان که ارزشی برای صاحبانشان در میان کفار نداشتند. خصوصا زنانی که برای تحریک مردان به جنگیدن به میدان جنگ می فرستادند.

    در مورد استنثا منقطع و متصل درست فرموده ایداما دلیلی وجود ندارد که معنی منقطع را مدر نظر بگیریم. آیه 24 سوره زنان در ادامه آیه 23 لیست محرم ها آورده است که به زنان شوهر دار می رسد. اگر زنان ما ملکت ایمان یعنی زنان اسیر جنگی می خواستند مجرد باشند در این جا استثنا نمی کرد. با استفاده از همان شیوه مثال زدنتان باید بگویم که اگر شما به بنده بگویید خوردن گوشت برای تو ضرر دارد مگر مرغ بنده از این مراد نمی کنم که مرغ نوعی سبزیجات است. در متن مشخص است که نمی توان ملکت ایمان را زنان مجرد تصور کرد. دلیلی وجود ندارد که چنین کنیم.

  3. با سلام استاد گرامی ..

    شما فرمودید از متن قران بر میاید که ملکت ایمانکم همان اسرای جنگی هستند که معاوضه نشده اند و لی به نظر در متن

    چنین اشاره ای وجود ندارد اگر ممکن است راهنمایی بفرمایید ..

    با سپاس

    • اکتفا به متن کافی نیست بلکه باید به تواریخ و تفاسیر نیز مراجعه کرد و تناقض ها و نظرات مختلف را کنار هم گذاشت و نتیجه گیری کرد. در مورد متن اما تنها در صورت اسیر جنگی بودن این زنان است که همانطور که در بالا نشان داده ام آیات معنی منطقی می دهند در غیر این صورت تناقض در متن حاصل می شود. در هنگام فهم یک متن تاریخی فرض بر عدم تناقض است مگر خلافش ثابت شود تا تلاش در فهم متن میسر شود. در غیر این صورت اگر فرض بر وجود یا قبول تناقض در متن باشد امر تحقیق بلا موضوع خواهد بود!

  4. ممنون از وقتی که برای پاسخگویی میگذارید ..
    آیا میشود گفت که عقل و وجدان را در تفاسیر آیات دخالت داد ؟ برای نمونه در تفسیر المیزان ذیل ایه 24 سوره نسا
    علامه طباطبایی اینگونه استدلال کرده اند که در هیچ جای قرآن ملکت ایمان ، به معنای اسیر جنگی نیست و معنای
    کنیز می دهد ، که البته استدلالی در این خصوص نیاورده اند زیرا در ایات دیگر هم موضوع ملکت ایمان سربسته
    باقی مانده است و استدلال عجیبتری که از ایشان دیدم این بود که گفتند در روایات داریم که سنت پیامبر بوده که کنیز
    شوهر دار را هروقت میخواستند از شوهر او گرفته و بعد از استبرا به عقد خود در میاورده و مجددا برمیگرداندند !!

    سوالی که همیشه برایم بوده اینست که چرا قرآن ایه ای نازل نکرده و عمل برده داری و کنیز داری را صریحا مذموم
    اعلام نماید و حتی احکامی درباره نحوه ازدواج با انها یا حد زن انها صاد رکرده است و تنها به آزاد کردن برده اکتفا
    کرده است ، جوابهایی که به این سوال داده میشود اقناع کننده نیست و ذهن انسان را مور مور می کند مانند اینکه
    قران در مسائل اعتقادی با کسی رودربایستی نداشته و صریحا حکم می داده مانند نهی از شرک و بت پرست ی که
    آنهمه دشمنی ها و جنگها برای پیامبر ایجاد کرد ولی مسائل اجتماعی فرق میکند و باید اهسته و گام به گام برداشته
    شود مثل تحریم شراب خوری که در سه مرجله صورت پذیرفت ، ولی سوال اینست که شراب خوری بالاخره
    تحریم شد آیا 23 سال فرصت مناسب و کافی نبود که آیه ای در رد برده داری بیاید تا بعدها از این موضوع سو
    استفاده نشود ..

    ببخشید طولانی شد به دلیل علاقه ای که به کلام خدا دارم و ان را معجره و کلام غیر بشری می دانم و از طرفی
    سوالاتی درباره برخی ایات پیش میاید که با عقل ووجدان منطبق نمیشود این درگیری های ذهنی پیش میاید

    با سپاس از استاد گرامی ..

  5. سوال چرا اصلا زنان را به اسارت می گرفتند تا بعد بخواهند به آنها لطف کنند؟؟؟؟؟
    ازدواج امام حسین با دختر اسیر شده یزدگرد را چگونه توجیح می کنید؟
    همانطور که در متنتون آوردین احتمالا مربوط به همان زنانی می شود که دشمن برای ترغیب رزمندگانش و به انحراف کشید رزمندگان مقابل به میدان می آورده اند. همین کاری که الان داعشیها انجام می دهند

  6. سوال – با سلام. چند نکته اول اینکه اگر ملک یمین زنان اسیری بوده اند که برای آزادیشان فدیه نمی دادند خوب اخلاقا بر مسلمانها بود که انها را بدون فدیه ازاد کنند. دوم اینکه وقتی اذن اهل شرط ازدواج میشود خوب دیگر وابستگان فدیه او را میدادند سوم اینکه با این اوصاف اصلا چرا باید زنان در جنگ شرکت میکردند چهارم اینکه ایا نگهداری این زنان در خانه مغایر امنیت اهل خانه نبوده است پنجم اینکه در ملک یمین یک نوع پیمان وجود دارد حال در این حالت این چه پیمانی بوده و ششم اینکه آیات اولیه سوره مومنون چه میشودو …
    خواندن لینک زیر را در این زمینه پیشنهاد میکنم.. مطالعه بفرمایید.. سپاسگزارم..

    http://quran-muslims.vcp.ir/481064-%D8%A8%D8%AD%D8%AB%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%88%D9%86-%D9%88%D8%A7%DA%98%D9%87-%DB%8C-%D9%85%D9%8E%D9%84%D9%8E%DA%A9%D9%8E%D8%AA%D9%92-%D8%A3%D9%8E%DB%8C%D9%92%D9%85%D9%8E%D8%A7%D9%86%D9%8F%DA%A9%D9%8F%D9%85%D9%92-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86-%DA%A9%D9%87-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B7-%D8%A8%D8%B1%D8%AE%DB%8C-%D9%85%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%87-%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%B2-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%88%D9%81-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA

    —————————
    پاسخ:
    ممنون از نظرات گرانمایه تان. این بسیار خوب است که دوستان تلاش داشته اند تا نشان دهند کلمه ما ملکت ایمان به معنی کنیز نیست و از بهتان های بسته شده به قرآن جلوگیری کنند.

    با این حال دوستان باید مراقب باشند تا مسیر تفسیر به رای را در مقابل نجویند و دلایل و استدلالهای خود را مطلق جلوه ندهند و در پی رفع تناقضات و ایرادهای کار خود برایند و صد البته این توصیه بر این نویسنده نیز جاری است.

    کلمه محصنات به معنی زنان مومن مهاجرت کرده نیست. هیچ دلیل کلامی و تاریخی بر این امر دلالت نمی کند. بسیاری از مهاجرین با زنان و دخترانشان مهاجرت کرده اند و تعریف شما دختران و زنان ایشان را از دایره کلمه محصنات خارج کرده و به ما ملکت ایمان می پیوندد!

    کلمه محصنات از حصن می آيد و در برخی از جاها به معنی زن شوهر دار است یعنی زنی که در حصن یک مرد یا شوهرش می باشد (در مرافبت و تعهد یک مرد قرار دارد) و البته که زنان شوهر دار حرام شده اند ( محصنات من النسا آیه ۲۴ نسا) اما در جاهای دیگر به معنی زنان مومنی است که در حصن جامعه و قبیله خود است و مترود و بی سرپرست نشده است. محصنات المومنات (آيه ۲۵). در هر دوحالت حصن هیچ ربطی به مهاجرت کرده یا نکرده ندارد.

    زنان در جنگها شرکت می کردند بنا بر دلایل زیادی. گاهی رزمجویی. گاهی تحریک مردان به جنگجویی و بسیاری مواقع برای پرستاری و کلفتی و تامین نیازهای جنسی سربازان مرد خصوصا سران لشکری. بسیاری از این زنان از خانواده خود خریده شده یا بریده شده بودند. اینکه که یک واقعیت تاریخی است و جای تردید ندارد!

    و عموما هم وقتی این زنان به اسارت در می آمدند سرورانشان به خرید آنها اقدام نمی کردند و اهل ایشان اگر اهلی داشتند توان خرید ایشان را نداشتند. این زنان بی سرپرست بعد از اسارت در خانه ها نگاه داری نمی شدند ولی در خانه ها یا اماکن عمومی جهت تامین زندگی خود به کار گمارده می شدند. البته اگر خطری را متوجه کسی نمی کردند.

    هیچ وظیفه اخلاقی به عهده مسلمانان نیست که اسیران را بدون فدیه ازاد کنند اما این کار را هم می کردند ودر مواردی که زن اسیر می ماند بنا به دلایلی مانند امکان معاوضه در زمان های بعدی یا عدم تمایل زن به بازگشت به خانواده به علت ناتوانی مالی خانواده اش و … بر مسلمانان بود که طبق همان پیمانی که با خدا دارند حقوق انسانی ایشان را رعایت کنند. نظر شما در مورد کلمه یمن و ایمان به معنی پیمان درست است. اما چه دلیلی دارد که تصور کنیم مسلمانان با زنان مسلمان شده فراری پیمان خاصی داشته اند!! بلکه بر عکس در مقاطعی مسلمانان در مقابل برقراری صلح تضمین می دادند که افراد فراری را نگیرند. و این در پیمانشان با مشرکین بود.

    ضمن این قرآن ازدواج با ملکت ایمان را مشروط به مومن شدنشان می کند در حالی که زن مسلمان شده فراری که مسلمان هست فقط باید امتحان شود (سوره تحریم).
    بنده این را با قطع و یقین مطلق نمی نویسم. خواستم بگویم می شود اینگونه باشد و مسئله پیچیده تر است از آنکه بشود حکم قطعی داد و این را بارها در مورد کلیت وبلاگ الهیات رهایی بخش گوشزد شده ام. نیاز به مطالعت وسیع و عمیق داریم. باید همواره به خواننده متذکر شد این نوشته ما برمبنای برداشت های ماست و جای تحقیق و استدلال بیشتری می طلبد تا حقیقت معلوم شود. ان شا الله.

  7. […] را ببندد.). (همچنین در این مورد به نوشته این نویسنده در مورد زنان اسیر در قرآن مراجعه […]

پاسخی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: