رشته ی جدیدی به نام خوابگذاری قرآن!

قسمت اول پرگار در مناظره بین عبدالعلی بازرگان و عبدالکریم سروش برنامه کم مایه ای بود. متاسفانه آقای عبدالعلی بسیار ضعیف عمل نمود و جز تکرار نیمه جویده و بسیار کند و کسل کننده برخی از برداشتهایش از انجام نقدی جان دار که هیچ نیمه جان هم در ماند. حتی ایشان به علت عدم آشنایی با برخی مفاهیم فلسفی بعضی از سوال ها را خوب متوجه نمی شد و جوابهایی بی ربط می داد.

به گمانم انتظار زیاد نمی توان از قسمت دوم این برنامه داشت؟ نمی دانم آیا در حالی که ناقدین قدرتری از میان رشنفکران مذهبی می توانستند دعوت شوند چرا آقای عبدالعلی که چندان به فوت و فن های سفسطه گری تحت عنوان فلسفه آشنا نیستند انتخاب شده اند. آیا امکان مثلا دعوت از شخص ثالثی که تخصصی در فلسفه و کلام و تفسیر قرآنی داشته باشد از طریق اینترنت نبود؟ اشخاصی مانند ابوالحسن بنی صدرکه قرآن را گفتمان رهایی بخش از قدرت می شناسد یا سید مصطفی حسینی طباطبایی که از ابتدای کار نقدهای جدی بر نظرات سروش نوشته است. یا دکتر سید اصغر غروی فرزند مرحوم علامه غروی که مجموعه کتب آن علامه فقید در متشابهات قرآن رویکرد ملاصدرایی را به روزگار ما امتداد داده و آخرین فرآورده این سنت سرکوب شده توسط حوزه هاست؟

نکته دیگری که آقای عبدالعلی را ناتوان نموده بود عدم آشنایی ایشان به بحث متشابهات بود. ایشان چون پدر بزرگوارشان رویکردی اثباتگرایانه، مهندسی/مکانیکی به قرآن دارد و از منطق صوری تبیعیت می کند. هرکجا از درک مسئله ای می ماند آن را به پیشرفت های علمی در آینده موکول می کند در حالی که قرآن باید در حد کفایت برای هر نسلی معنی بدهد و اگر نمی دهد ابتدا انصاف حکم می کند که نواقص در فهم امروزین ما نسبت به کلام بر طرف شود.

این پاشنه آشیل عبدالعلی بر طرف مقابل و مصاحبه گر مبرهن بود و تا توانستند بر این پاشنه ضربه ها نواختند. این درحالی بود که طرف مقابل یکی از بی مایه ترین وبی اساس ترین و سست ترین فهم ها را از وحی ارائه کرده است که نظر هیچ صاحبنظری را چه در میان متالهین ایرانی چه عرب چه خارجی چه سنتی چه مترقی جلب ننموده است.

اینکه برای فهم قرآن به جای تفسیر به خواب گذاری نیاز داریم بی اساس تر از آن است که بتواند گامی فراتر از خود این ادعا در روش شناسی فهم قرآن بردارد. اصول این خواب گذاری ها کدامند؟ باید در کتب خوابگذاری که برپایه توهمات سنتی فرهنگهای مختلف از خواب های روزمره مردمان نوشته شده اند به دنبال جواب بگردیم یا در خوابگذاری مدرن مثلا نوع فرویدی که هدفش روانکاوی شخص از طریق خوابش است؟ یعنی بنشینیم ببینیم که چه عقده های جنسی در پیامبرما از کودکی انباشته شده که کارش را به دیدن چنین خوابهایی کشانده یا اگر هدف درک پیام قرآن است چه نوع خوابگذاری می تواند به ما کمک کند. خوابگذاری چینی یا هندی یا عربی یا ایرانی یا سرخ پوستی یا آفریقایی؟

گفتن این که این ها را ابتدا در خواب می دیده و بعد بیدار می شده و می گفته و انتظار داشته تا جامعه عرب و جامعه جهانی بعدا همه خوابگذار باشند یا خواب گذاری کنند تا بفهمند ایشان چه گفته چه مشکلی را حل می کند؟ مشکلی که ایشان می خواهد حل کند این است که بگوید این ها روایتهایی است که محمد از خوابهای خودش داشته که هرچند خوابهای پاکی منبعث از ارتباط با خالق هستی بوده اند اما در بیانش از ذهن و زبان محمد گذشته و ناقص و د ور از حقیقت اصلی شان شده اند. اینگونه از خطر بنیادگرایی کاسته می شود؟ برای انسانهایی که حاضرند خود را به خاطر یک مردک دیوانه ای چون هیتلر و مفاهیم واهی چون نژاد برتر و … به کشتن بدهند ایا چیزی عوض شده اگر محمد خواب دیده باشد یا در بیداری بدو وحی شده باشد؟

صدها سال است متالهین و مفسرین و عالمان و عارفان و متخصصین علم کلام شیوه های فهم متشابهات را توسعه داده اند و به بحث گذاشته اند و صرف سانسور شدن آنها توسط نظام ولایی دلیل برنبود این تجربه غنی نیست. علاوه برآن دانش ما در مورد تحلیل گفتمانها و هرمنیوتیک و زبان شناسی و … در دهه های اخیر رو به پیشرفت داشته و امکان اعمال این روش ها در فهم قران هنوز جای اکتشاف دارد. و حالا ناگهان بایدهمه این ها را به دور ریخت و به خواب گذاران برای فهم قرآن متوسل شویم؟

یک نمونه خواب گذاری را بفرمایید نشان ما بدهید و یک اصل یا متد در این شیوه را بفرمایید رو بنمایید! ساده ترین سوالی که عبدالعلی می توانست بپرسد و نبپرسید! توپ را در زمین اش انداخته بودند و ایشان بدهکار شده بود! برنامه بیشتر نقد عبدالعلی بود یا عبدالکریم؟

fortune-teller

نیازی حتی به نقد عبدالکریم هم نبود. ای کاش فقط سوالاتی که وی را تحت فشار قرار می داد تا نتیجه نظرات یا حتی مثال هایش را بیشتر توضیح دهد پرسیده می شد. مثلا چه طور وقتی که قرآن در بسیاری جاها پیامبر را مورد خطاب قرار می دهد این را ایشان با حافظ مقایسه می کند که در اشعارش خود/حافظ را در شکل سوم شحص مورد خطاب قرار می دهد اما وقتی که در اندک مکانهایی مانند نیایش ها یا سوره فاتحه، خدا مورد خطاب قرار می گیرد اینجا خدا مانند حافظ نمی تواند خود را به شکل سوم شخص بیان کرده باشد؟! ای عجب!

و دهها مشکل بی جواب دیگر.

در نهایت هرچند معتقدم نظر رویاهای پیامبرانه دیگر ارزش اتلاف وقت را ندارد اما حالا که بودجه و برنامه ای به آن تعلق گرفته تا بلکه دوباره با نفس مصنوعی زنده اش کنند چرا از داشتن بحث غنی تر و داغ تری با افراد قدر تری استفاده نشده است؟

گاهی فکر می کنم فرار نسل جوان ما از مذهب تا وقتی که بلندگوهای داخلی و خارجی در دست سفسطه بازارن است خود نعمتی است. تصور کن صدها هزار نفر جوان که از شنیدن صدای اسلام مترقی محروم بوده اند می نشستند و چنین برنامه هایی را می دیدند که یک طرفش قرآن را رویا می داند و طرف دیگر با امواج نامرئی و گیرنده های الکترونیکی مقایسه اش می کند.

الحمد الله که گاهی خدا دین اش را از طریق لا مذهبی یک نسل فراری از بدلهای کاذب، برای نسلهای بعدی تر خواهان فهم حقایق حفظ می کند!

آل حسین – اردی بهشت 95

Advertisements
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: