۱ دیدگاه

پس چون با کافران روبرو شدید گردن هایشان را بزنید!؟

فَإِذا لَقيتُمُ الَّذينَ كَفَروا فَضَربَ الرِّقابِ حَتّىٰ إِذا أَثخَنتُموهُم فَشُدُّوا الوَثاقَ فَإِمّا مَنًّا بَعدُ وَإِمّا فِداءً حَتّىٰ تَضَعَ الحَربُ أَوزارَها ۚ ذٰلِكَ وَلَو يَشاءُ اللَّهُ لَانتَصَرَ مِنهُم وَلٰكِن لِيَبلُوَا۟ بَعضَكُم بِبَعضٍ ۗ وَالَّذينَ قُتِلوا فى سَبيلِ اللَّهِ فَلَن يُضِلَّ أَعمٰلَهُم ﴿ محمد -٤﴾

ترجمه های موجود از این آیه بحران در ترجمه قرآن را به ما نشان می دهند و این تازه یک نمونه از صدها نمونه است. این ترجمه ها فاقد منطق و مملو از اغلاط گرامری و لغوی هستند. جای تاسف است که چنین ترجمه هایی بدون هیچ نقادی و گفتگویی در جامعه منتشر می شوند و نه تنها باعث گمراهی مومنین شده بلکه به اسلحه هایی بی نظیر در دستان اسلام ستیزان برای حمله به اسلام تبدیل می شوند. هدف این مقاله نشان دادن مشکلات ترجمه های رسمی و سنتی از این آیه است و سپس با تکیه بر دلایل عقلانی ومنطقی و هچنین با توجه به معانی مناسب کلمات عربی که ترجمه را به انسجام منطقی اش نزدیک تر می کنند ایه را ترجمه خواهیم کرد.

ابتدا ترجمه های موجود سنتی که به علت متداول بودن معتبر قلمداد شده اند را می آوریم:

ترجمه ی قمشه ای: شما مؤمنان چون (در ميدان جنگ) با كافران رو به رو شويد بايد (شجاعانه) آنها را گردن زنيد تا آن گاه كه از خونريزي بسيار دشمن را از پا در آورديد پس از آن، اسيران جنگ را محكم به بند كشيد كه بعدا يا بر آنها منّت نهيد (و آنها را آزاد گردانيد) يا فدا گيريد تا در نتيجه جنگ سختيهاي خود را فروگذارد. اين حكم فعلي است، و اگر خدا بخواهد خود از كافران انتقام مي‌كشد (و همه را بي زحمت جنگ شما هلاك مي‌كند) و ليكن (با اين جنگ كفر و ايمان) مي‌خواهد شما را به يكديگر امتحان كند، و آنان كه در راه خدا كشته شدند خدا هرگز اعمالشان را ضايع نگرداند.

ترجمه خرمشاهی: پس چون با كافران [حربي‌] رو به رو شويد، گردنهايشان را بزنيد تا آنكه ايشان را به زانو در آوريد [و در دست شما اسير شوند] آنگاه بندهايشان را سخت استوار كنيد، و پس از آن يا منت نهيد [و رها كنيد بدون فديه‌] يا فديه بستانيد [و رها كنيد]، تا اهل كارزار بارهاي [سلاح‌] خود را فرو گذارد، چنين است [حكم الهي‌]، و اگر خداوند مي‌خواست از ايشان انتقام مي‌كشيد، ولي [چنين كرد] تا بعضي از شما را به بعضي ديگر بيازمايد، و كساني كه در راه خدا كشته شده‌اند، هرگز [خداوند] اعمالشان را تباه [و بي‌ارزش‌] نخواهد كرد

ترجمه مکارم شیرازی: و هنگامی که با کافران (جنایت‌پیشه) در میدان جنگ روبه‌رو شدید گردنهایشان را بزنید، (و این کار را همچنان ادامه دهید) تا به اندازه کافی دشمن را در هم بکوبید؛ در این هنگام اسیران را محکم ببندید؛ سپس یا بر آنان منّت گذارید (و آزادشان کنید) یا در برابر آزادی از آنان فدیه [= غرامت‌] بگیرید؛ (و این وضع باید همچنان ادامه یابد) تا جنگ بار سنگین خود را بر زمین نهد، (آری) برنامه این است! و اگر خدا می‌خواست خودش آنها را مجازات می‌کرد، اما می‌خواهد بعضی از شما را با بعضی دیگر بیازماید؛ و کسانی که در راه خدا کشته شدند، خداوند هرگز اعمالشان را از بین نمی‌برد!

ترجمه فولادوند: پس چون با كسانى كه كفر ورزيده‌اند برخورد كنيد، گردنها[يشان‌] را بزنيد. تا چون آنان را [در كشتار] از پاى درآورديد، پس [اسيران را] استوار در بند كشيد؛ سپس يا [بر آنان‌] منّت نهيد [و آزادشان كنيد] و يا فديه [و عوض از ايشان بگيريد]، تا در جنگ، اسلحه بر زمين گذاشته شود. اين است [دستور خدا]؛ و اگر خدا مى‌خواست، از ايشان انتقام مى‌كشيد، ولى [فرمان پيكار داد] تا برخى از شما را به وسيله برخى [ديگر] بيازمايد، و كسانى كه در راه خدا كشته شده‌اند، هرگز كارهايشان را ضايع نمى‌كند.
ترجمه انصاریان:  پس هنگامي كه [در ميدان جنگ] با كافران روبرو شديد، گردن هايشان را به شدت بزنيد تا آن گاه كه بسياري از آنان را با سختي و غلظت از پاي درآوريد، در اين هنگام [از دشمن اسير بگيريد و] آنان را محكم ببنديد، [پس از اسير گرفتن] يا بر آنان منت نهيد [و آزادشان كنيد]، يا از آنان [در برابر آزاد كردنشان] فديه و عوض بگيريد تا آنجا كه جنگ بارهاي سنگينش را بر زمين نهد. اين است [فرمان خدا]؛ و اگر خدا مي خواست [خود بدون فرمان جنگ] از آنان انتقام مي گرفت [ولي به جنگ فرمان داد] تا برخي از شما را به وسيله برخي ديگر بيازمايد، و كساني كه در راه خدا به شهادت رسيده اند، خدا هرگز اعمالشان را باطل و تباه نمي كند.
منبع: پایگاه تخصصی ترجمه قرآن!

با اندکی دقت به همه ترجمه های فوق خصوصا اولین جمله انها نگاه کنید (چون با کافران روبرو شدید گردانهایشان را بزنید). این به یک جوک بیشتر شبیه است. یعنی مسلمانها هرجا کافر دیدند باید گردنش را بزنند! یعنی باید دائم در جنگ باشند. یا اگر در جنگ هستند فقط باید به فکر زدن گردن کافرهای حربی باشند. نمی شود جای دیگر شان را قطع کنند. کافرها هم ایستاده اند تا مسلمانها بروند گردنشان را بزنند! مرغ پخته اگر نخندد باید تعجب نمود.
ITL_en_5e_0422_esirler
در کشورهای غربی نژادپرست ها و محافظه کارها و تندروهای دست راستی (همانها که معادلهایشان را در ایران کم نداریم) این ترجمه های نادرست سنتی از برخی از آیات دست چین شده و از متن خارج شده را در وبسایت هایشان می آورند و مسلمان ها را به دلیل باور به قران خطرناک جلوه می دهند و ایجاد عدم امنیت اجتماعی و ترور و وحشت در میان اقلیت های مسلمان می کنند و در واکنش برخی جوانهای مسلمان که هم تحت تاثیر چنین ترجمه های سنتی و غلط هستند و هم تحت تاثیر تشدید فشار های روانی و تحقیر و انزوا و بیکاری، دچار تندوری می شوند. با این حال هم اکثریت مسلمانان و هم اکثریت جامعه غیر مسلمانان معتقدند که برداشت های مختلفی از کتب مقدس چه مسیحی چه اسلامی می شود داشت و تندروی یک عده نباید به حساب اعتقادات دینی اکثریت ها گذاشته شود.

 

هموطنان ایرانی صلح دوست اگر واقعا در صلح دوستی و خردورزی خود صادق هستند به جای اشاعه چنین ترجمه ها و تفسیرهای خشن و نادرستی به اصلاح برداشت خود و دیگران از قرآن همت گمارند. یک میلیارد و ششصد میلیون مسلمان را نمی توان از دین شان بیزار کرد. بهترین راه حل، گسترش خود باوری در میان مسلمان برای فهم منابع دینی شان توسط خودشان خصوصا تحصیل کرده هایشان به جای اعتماد به هر منبع انحصار طلب و نفرت پراکن است. نفرت پراکنی کار ساده ای است. ایجاد صلح و اعتماد است که هنر است. نفرت پراکنی کار همان هاست که قرآن را یا وسیله ایجاد نفرت و خشونت علیه نامسلمانان می کنند یا کار آنهاست که قرآن را وسیله ایجاد رعب و وحشت از مسلمانان می کنند. شباهت این دوقبیله ی به ظاهر متضاد در برخورد با قرآن خود به سادگی حکایت از باطل بودن افکارشان دارد.

به عنوان مثال آیه فوق مربوط به جنگ است. هرچند جداکردن یک آیه از متن اش کاری است خطا، اما حتی در خود این آیه هم به صراحت صحبت از «حرب» (جنگ) می کند و اقداماتی را برای هرچه زود تر تمام کردن جنگ و جلوگیری از تداوم آن پیشنهاد می دهد. کافرها با الف و لام الذین اشاره به گروههای مورد شناخت مسلمانان در زمان محمد (ص) دارد. یعنی همان کسانی که به جنگ مسلمانها امده اند یا دشمنانشان و نه هر انسان ناباوری در هرجایی! از ادامه آیه مشخص است که منظور رو در رو شدن با این گروههای متخاصم در میدان نبرد است. چون در ادامه صحبت از حرب و آزادی اسیر و معاهده (وثاق) کرده است.
رقاب جمع رقبه به معنی مراقبت است. همچنین به معنی اسیر جنگی هم آمده است. اما زدن اسیر جنگی اینجا بی معنی است. (برخی گفته اند به معنی گردن زدن اسیرهای جنگی است. اگر اینگونه بود ادامه آزادکردن اسیر را نمی گفت. ازاد کردن اسیر بی سر که معنا ندارد!)
رقبه (اسم)  به معنی موضع شبیخون زدن یا موضع مراقب بودن در مورد چیزی است. راغب اصفهانی این کلمه را در قرآن این چنین ترجمه کرده است: وهِى مَوْضِعُ الانْتِصابِ في الإنْسانِ أوالحَيوانِ حِينَ يَتَرَبَّصُ شَيئًا ويُتابِعُهُ : موقعیت اماده باش و هوشیاری غافلگیرانه ای که انسانی یا حیوانی اتخاذ می کند تا به چیزی (مانند یک صید) حمله نماید و انرا دنبال کند.
اما هیچ کجای قرآن این کلمه به معنی گردن نیامده است! هرچند کلمه رقبه امروزه به معنی گردن و رقاب در عربی مدرن به معنی گردنها هم بکار می رود اما چون در عربی قرآنی به کار نرفته دلیلی ندارد که این کلمه اینجا هم گردن ترجمه شود در حالی که ترجمه آیه را بی معنی می کند (پس چون کافران را ملاقات کردید برگردنها بزنید!!). (این احتمال وجود دارد که ترجمه سنتی غلط این کلمه در این آیه به دلیل فرهنگ غالب آغشته به خشونت در اقوام گذشته این کلمه را به معنی گردن وارد عربی امروزی کرده در حالی که عربی خود کلمه عنق به معنی گردن را داشته است!). در عربی کلمه عنق به معنی گردن است و در قران هم کلمه عنق به معنی گردن در چندین مورد بکار رفته است.
 یک معنی ضرب در عربی قرانی به معنی زدن یک چیز بر چیز دیگر فقط یکبار است و به هیچ وجه به معنی بریدن نیست. اینکه ما در فارسی در کلمه گردن زدن از فعل زدن استفاده می کنیم دلیل بر این نیست که در عربی هم این چنین باشد!  بنابراین اگر بازهم فقط بخواهیم بر بنای معانی تحت الفظی ترجمه کنیم می شود چون با کافران روبرو شدید پس بر گردنها زنید!!
همانطور که در نوشته های دیگر آورده ایم در حداقل هشت معنی مختلف در قرآن بکار رفته و بیشتر این معانی جنبه استعاره ای دارند. خود کلمه «قطع» عربی است. اگر می خواست بگوید گردنهایشان را بزنید (قطع کنید) می گفت عنق هایشان را قطع کنید. هرچند که همان قطع هم می تواند به معنای غیر فیزیکی بیاید مانند قطع کردن دست دزد از دسترسی به اموال دیگران و هم به معنی مجروح کردن.

بنابراین شاید بهترین ترجمه این باشد که ضرب الرقاب در نتیجه به معنی زدن شبیخون یا هدف قراردادن مواضع مهم و اساسی و استراتژیک دشمن به شکل غافلگیرانه برای گرفتن قدرت ابتکار از طرف مقابل است. تا کنترل جنگ از دست دشمن خارج شود. مراکز تصمیم گیری و آتش افروزی از بین رفته و قوای شان دچار تضعیف اراده شوند.

ثخن به معنی غلبه پیدا کردن است (تا بر آنها غالب شوید) و بعد می گوید وثاق را شدید کنید. وثق به معنی اعتماد کردن است. وثاق یا وثیقه در فارسی هم به معنی تعهد دادن و گرو گذاشتن است. بعد از هر جنگی برای جلوگیری از تداوم و پرداخت غرامت ها دو طرف نزاع معاهداتی را امضا می کنند. عموما این تعهدات توسط طرف فاتح بر طرف مغلوب دیکته می شود (مانند معاهدات ترکمنچای و گلستان).  قران می گوید معاهده را محکم ببندید یعنی اینکه امکان شکستن آن با مجازات  های سنگین همراه باشد تا امکان مجدد جنگ کاهش یابد.و درحالی که این آیه در مورد وقتی است که مسلمانها پیروز شده اند اما به  آنها می گوید که اسیرهایشان را یا بدون دریافت غرامت به نشانه رافت و گذشت آزاد کنید (باز چون مسئله انسانهاست و معمولا سربازان بیچاره اند که اسیر می شوند) یا با دریافت غرامت (فدیه) (خصوصا در مورد سران و رده های برتر دشمن) که می تواند آزادی متقابل مسلمانان اسیر شده باشد آنها را ازاد کنید. این درحالی است که حتی امروز شکنجه و بازداشتگاه اسیران جنگی در قرن بیستم و بیست و یکم متداول است. در اسلام قرآنی اما توصیه بر آزادکردن  اسیر بعد از جنگ به هر شکل ممکن است حتی اگر فاتح شما باشید. (اوباما حتی هنوز نتوانسته است که زندان گوانتاناموبی را ببندد.). (همچنین در این مورد به نوشته این نویسنده در مورد زنان اسیر در قرآن مراجعه فرمایید)

بعد می گوید «حتی تضع الحرب اوزارها» یعنی تا انکه جنگ بار گران خویش بیاندازد یعنی از تاثیرات مخرب جنگ کاسته شود. باز هم نظر منفی قرآن به خشونت و هدف جلوگیری از آن تاکیدشده است.

باید به شرایط نزول آیات توجه کرد. سوره محمد یک سوره مدنی است یعنی در زمانی است که جامعه مسلمانان یک جامعه اقلیت در مدینه بود و بارها و بارها مورد هجوم اکثریت بت پرست برای یک سره کردن کار جامعه مسلمان قرارداشت و حق دفاع از خود از جمله حقوق بین الملل و حقوق انسانی هر اجتماعی است که امروزه در سطح جهان به رسمیت شناخته شده است. قرآن نیز این حق را برای مسلمانان وقتی مورد تجاوز قرار گیرند قایل شده و می خواهد تا خشونت هرچه زودتر با کمترین تلفات و آزادی اسرا و معاعهدات محکم و التزام اور تمام شود. در آیات دیگر قرآن در مورد جنگ هم تلاش برکاهش خشونت و انسانی مدیریت کردن جنگ است.

پس ترجمه به حقیقت نزدیک تر ایه این چنین می شود: «پس چون با اقوام کافر (متخاصم در میدان جنگ) روبرو شدید مواضع کلیدی را مورد هدف قرار دهید تا زمانی که بر ایشان غلبه کنید و معاهده (بعد از پیروزی جنگ) را محکم نمایید و پس از آن یا با منت (بدون دریافت غرامت) یا با دریافت غرامت اسیران را آزاد کنید تا بلکه از بار (هزینه های انسانی و غیر انسانی) جنگ کاسته شود. پس این چنین باید باشد. اگر خدا می خواست خودش آنان را به سزای (جنایاتشان که همان جنگ افروزی است) می رساند اما خدا می خواهد شما را در نحوه برخوردتان با دیگران بیازماید (یعنی حتی جنگ هم محل امتحانی برای تعهدات اخلاقی مسلمان هاست) و کسانی که در راه خدا  کشته شده اند (نه درراه سلطه گری و خود پرستی و برتری جویی) خدا هرگز نمی گذارد که نتیجه عملشان (فداکاری و مبارزه شان) به هدر رود. «

مسلمانها نه حق شروع جنگ دارند نه حق عدم پذیرش صلح اگر دشمن خواهان صلح شود (سوره انفال آیه 61). اگر در تاریخ خلاف این کرده اند خلاف قرآنشان کرده اند و جنگهایشان نه در راه خدا (دفاع) که برای خود بوده است. اما در مجموع اگر بخواهیم میزان خشونت تمدنهای مختلف را مقایسه کنیم، در طول تاریخ  خونریز تر از فاسقین غربی و اروپایی نمی یابید که در همین قرن گذشته کشتار انسانها را طی دو جنگ جهانی به حدی رساندند که آن قرن به خونین ترین قرن تاریخ تمدن بشری تبدیل شد! آیا آنها قرآن خوانده بودند!

«با کسانی که با شما می جنگندند در راه خدا (نه در راه خود) بجنگید. اما هرگز از حدود حق تجاوز نکنید که خدا تجاوز کنندگان از حدود حق را دوست نمی دارد» (بقره 190)

Advertisements

1 دیدگاه برای “پس چون با کافران روبرو شدید گردن هایشان را بزنید!؟

  1. […] چنین مجازاتهایی به مسلمانان نمی دهد. آیات مربوط به اخلاق جنگ و اخلاق مراقبت از اسیران جدا بوده ودر  دو مقاله دیگری […]

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: